مدح و مرثیۀ ( وفات) حضرت خدیجه سلاماللهعلیها
شـرمـنـده کرده با وفـایِ خود وفا را مدیونِ خود کرده صداقت را حـیا را بخـشـیـده مـعـنا با نگـاهـش کیمیا را تـفـسـیـر کـرده رحـمـت بی انـتهـا را دریایِ بی پـایـانِ ایـثار است بیشک دنیا به الطافش بدهکار است بیشک همواره هرجا یاورِ پیـغـمبر است او قطعاً یکی از شافعانِ محشر است او هم اولـین بـانـویِ اسـلامآور است او هـم مـادری اُمِّ ابـیـهـا پـرور است او در بحثِ ایمان، مثل و همتایی ندارد او جــز رســول الـلـه، آقـایـی نـدارد دردِ تـمـامِ دردمــنــدان را دوا کــرد او عمرِ خود را وقفِ راهِ مصطفی کرد برعکسِ آنکه با شتر، فتنه به پا کرد او ثروتش را خرجِ دین، خرجِ خدا کرد دشمن بداند فـتنههایش بینتـیجـهست واللهِ امُّالـمـؤمـنـین تـنهـا خـدیجـهست او پا به پایِ مرتضی حامیِّ دین است در مبحثِ توحید، بیهـمتاترین است او فخرِ اسلام و عرب، فخرِ زمین است مادرتر از مادر برایِ مؤمـنین است عـالـم بـه قــربـانِ نـگـاهِ مـهـربـانـش ما را حـسینی کرده لـطفِ بیکرانش با رفـتـنـش کارِ جهـانی سوخـتن شد آری عزادارِ غمش هر مرد و زن شد مرثیهخوانش شاخه شاخه یاسمن شد او با عـبایِ وحیِ پـیـغـمـبر کـفن شد در کـربـلا امـا عـبـایـی هـم نـمـانـده در ماتمش حتی خدا هم روضه خوانده |